چرا من ایلان ماسک را دوست دارم ؟

خیلی از دوستان نزدیک من مهمترین نکته ای که در مورد من می دانند این است که من یک فن ایلان ماسک هستم .

اگر در اینستاگرام یا تلگرام به مطلبی بر بخورند که مرتبط با ایلان ماسک باشد به من ارسال می کنند ، وقتی به من می رسند به شوخی حال او را از من می پرسند . برخی از آن ها مثل من طرفدارش هستند و برخی با این که مخالفش نیستند اما در برابر من که قرار می گیرند با او و کارهایش مخالفت می کنند ،در مورد این که من فن او هستم بار ها اتفاقات عجیب که گاهی با تمسخر همراه بوده اتفاق افتاده است .

در این میان هیچکس از  خود من نپرسید چرا طرفدار این شخص هستی . اما بهتر است کمی توضیح دهم .

من طرفدار خیلی چیز ها و اشخاص هستم ، مثلا خانواده ام ، مثلا تکنولوژی ،مثلا اینترنت ،چاپ سه بعدی ، پول ، موسیقی زیر زمینی ، پارکور و خیلی چیز های دیگر .

با این که بسیاری از طرفداری ها از علایق و بدون دلیل سرچمشمه می گیرد ، گاهی برخی از علایق من بر حسب نیاز برای من شکل می گیرد ، یعنی من احساس نیاز می کنم که به چیزی یا شخصی علاقه داشته باشم .

ایلان ماسک یکی از همین موارد است ، او برای من سمبل برخی خواسته هاست که سال ها می خواستم ،سال ها آرزویشان را داشتم. وقتی من در مورد ایلان ماسک اولین بار خواندم متوجه شدم من او را قبل از این که بشناسم دوست داشته ام ، من دوست داشتنی هایم را در ایلان ماسک پیدا کرده بودم .

اما چرا باید فن او باشم ؟چرا فن همان شخص خیالی نباشم ؟اصلا آیا من دارم از روی زندگی او کپی برداری می کنم ؟

ادامه خواندن “چرا من ایلان ماسک را دوست دارم ؟”

حتی اگر من موفق ترین آدم هم باشم

بسیاری از اوقات به خاطر این که علاقه مند به کسب تجربه های جدید بودم ، ” احمق” خطاب شدم .

از آن جایی که در حال تحصیل در رشته ی مهندسی مواد در دانشگاه تهران هستم ، از دید بسیاری باید این مهمترین بخش زندگی من باشد و می بایست از همان ۱۸ سالگی ام ، پیرامون همین رشته و دانشگاه تلاش کنم .

شغل مورد علاقه ی کودکیم چیز دیگری بود ، و از وقتی یادم است به دنبال کارآفرینی و کسب موفقیت بودم ، هیچ موقع یادم نمی آید که در دوران کودکی ام علاقه مندی ام به مهندسی مواد بوده باشد.

برای سال ها علاقه مند به مهندسی عمران و ساخت و ساز بودم ، مدتی معماری ، مدیریت ، کسب و کار های اینترنتی ، هوافضا ، خودرو ،بازرگانی و صد ها چیز دیگر

ادامه خواندن “حتی اگر من موفق ترین آدم هم باشم”

ریشه های آرزوها در روز های بحران باید حفظ شود

ساده باید بگویم ، ما در اوج بحران هستیم .

در سخت ترین روز هایی که کشور می توانست باور کند . وضعیت اقصادی روز به روز بدتر می شود ،ارزش پول ملی کشور به تکه کاغذ شبیه شده است ، گرانی ها دارد سفره هارا تنگ و تنگ تر می کند . دستمزد کارگران به حدی کم است که متاسفانه آن هارا می توان به نوعی برده های نوین دانست ،کارگرانی که بسیاری از آنان حالا فقط به دنبال نیاز های اولیه خودشان هستند . کارمند های دولتی نیز روز به روز دارند ضعیف تر می شوند و در این میان افرادی که روز به روز با بی عدالتی بالا و بالاتر می روند . تنش را در همه می توان احساس کرد

ادامه خواندن “ریشه های آرزوها در روز های بحران باید حفظ شود”

جهان پیشرفته ما

امروزه شاید کلمه تکنولوژی و فناوری و پیشرفت و مدرنیته و …. را خیلی بیشتر از هر چیز دیگری می شنویم .

ما خودمان را پیشرفته ترین نسل جهان می دانیم .اما واقعا ما پیشرفته هستیم ؟

در طی هزاران سال ،پدیده های مختلفی زندگی بشر را تغییر دادند ،برخی از آن ها باعث بهبود زندگی نیاکان و خود ما شدند .

کشف آتش معادله ی زندگی سرد اجداد ما در  غار را تغییر داد ، کشاورزی برای همیشه تغییری بزرگ در زمین ایجاد کرد .عصر برنز و آهن ،ساخت ابزار ،نساجی و بافندگی ،گاری ها و درشکه،نوشتن ،سکه و پول ، موتور بخار جمیز وات ،ماشین چاپ گوتنبرگ ،قطار ،خودرو،هواپیما ،الکتریسیته ، انقلاب دیجیتال ،اینترنت و … همگی تاثیرات بزرگی گذاشتند .

ادامه خواندن “جهان پیشرفته ما”

تعهد نامه

“اگر احساس می کنید که اقتصاد مهمتر از محیط زیست است نفستان را حبس کنید و پول هایتان را بشمرید .”

این نوشته بیشتر از یک یادداشت یک تعهدنامه است برای خودم که به عنوان “یک نفر” برای محیط زیست مفید باشم .

این روزها دیگر برای حرف زدن درمورد بحران های محیط زیستی پیش رو بسیار دیر است . دیگر زمان کافی برای حرف زدن در مورد ایران بدون آب ،ایران پر از زباله و شهرهای پر از آلودگی نداریم و بحرانی پیش روی ما نیست بلکه ما همین الآن در وسط یک بحران بزرگ هستیم ، این روزها هوای تهران یک سم خالص است ،اهواز زیر غبار مدفون شده ،جنگل ها هر روز کوچکتر می شوند و سد هایمان هم خالی از آب هستند.

سال ها پیش می گفتند آب را درست مصرف کنید تا برای نسل آینده هم باقی بماند ،اما حالا ما تبدیل به همان نسلی شده ایم که آبی برایمان نمانده و آنچه هم که مانده تا سال های دیگر نخواهد بود . ما نسل آخر هستیم .

ادامه خواندن “تعهد نامه”

به دنبال “جهان جاوید”

به نام خدا ،محمد جواد جاویدیِ سال ۹۰ پشت کیبورد است ،شما به “جهان جاوید” نگاه می کنید .

چند سالی می گذرد از آن روز هایی که محمدجواد جاویدی  روز و شبش را پشت کامپیوتر خانگی اش و در بلاگفا و فیسبوک می گذراند.روز هایی که برای نوشتن در وبلاگ اصلا برایم مفهومی به نام پیشنویس معنایی نداشت ،اصولا هر موقع که احساس میکردم باید بنویسم سراغ بلاگفا و وبلاگ “اهل وطن” که بعد ها “دلنوشتیم ” شد میرفتم و حسابی حرف میزدم ،هر چه که به روزم آمده بود در آن روزگار،شب ها در وبلاگم بود ،صریح و بی حاشیه و بی سانسور .

ادامه خواندن “به دنبال “جهان جاوید””

محتوای آزاد ،محتوای زندانی

 

چند سال پیش اگر مسئله ای برایم پیش می آمد ،من بودم و یک گوگل و در برابرم صد ها صفحه و یادداشت که هرکدام به نوعی جواب سوال من بودند ،به زبان فارسی،ساده و بی آلایش . با این که در این سال ها تعداد کاربران اینترنت در ایران بسیار بیشتر شده است اما این روز ها برای بعضی سوالاتم اصلا جواب منطقی پیدا نمی شود و نتیجه ی جستجو به زبان فارسی در گوگل به چندین سایت پر بازدید که فقط تگ های مشابه گذاشته اند ختم می شود ، در نهایت من هستم که باید حالا انگلیسی جستجو کنم تا بتوانم یادداشتی مناسب را پیدا کنم .تازه اگر موضوعم مفهوم بین المللی داشته باشد و محدود به فرهنگ و زبان فارسی یا اتفاقات کم اهمیت ایرانی نباشد و حداقل انگلیسی زبان ها در مورد آن چیزی نوشته باشند .شکی نیست که شما هم این تجربه را دارید ،حتما خودتان بار ها گفته یا شنیده اید که “انگلیسی سرچ کن بهتر پیدا میکنه.” اما چه اتفاقی بر سر وب فارسی آمده است؟

 

ادامه خواندن “محتوای آزاد ،محتوای زندانی”

تمرین های پولی

به عنوان یک دانشجو اگر نتوانم مخارج و هزینه های شخصی ام را کنترل و تحت نظر بگیرم قطعا در آینده اگر مدیر موفق ترین کمپانی جهان هم باشم ،چیزی جز شکست سرنوشت آن کمپانی نخواهد بود.

مهارت های مالی به حجم پول شما بستگی ندارد ، چه بیل گیتس باشید چه یک دانشجوی بدون درآمد نیاز دارید تا بتوانید مخارجتان را کنترل و زمان هایی هزینه هایتان را کم کنید .

اگر شما هم مانند من باشید حتما دنبال راهکار های زیادی بوده اید که بتوانید جلوی خرج های اضافه را بگیرید حتما کتاب ها و سایت های زیادی را زیر و رو کرده اید و تکنیک ها و روش های مختلفی را مشاهده کرده اید که شاید در مرحله اجرا معقول به نظر نیایند،اما در مقاله ای از” “shanoon Mclay که چند روز پیش در وب سایت فوربز منتشر شد سه راهکار ساده ولی بسیار موثر را پیدا کردم . با این که او مشاوری حرفه ای و تکنیکی است اما نکاتی که در این مقاله ذکر کرده است بسیار ساده است ،دراینجا سعی میکنم ترجمه ای مناسب و خلاصه وار از تمرین های او به همراه تجربیات خودم بگویم .

 

ادامه خواندن “تمرین های پولی”

وب واقعا کجاست؟

 

اگر با دیدن طولانی بودن متن ،از خواندن آن منصرف شده اید،
شما متاثر از شبکه های اجتماعی هستید.
————————————————————————-

 شاید در سال ۱۹۸۹ که “تیم برنرز لی” ایده وب را مطرح کرد و عملاً اولین قدم ها را برای ساخت آنچه که اینترنت
می دانیم برداشت، فکرش را نمی کرد که روزی دسترسی به اینترنت در بعضی کشور ها ،جزئی از حقوق بشر خوانده شود .آنچه او تصور می کرد شبکه ای بزرگ از اطلاعات بود که آزادنه می توان در آن چرخید ،دید ، خواند ، یادگرفت و یاد داد ،اما حضور شبکه های اجتماعی همه ی قواعد را برهم زد،شبکه هایی که ناجوانمردانه وب را در انحصار خودگرفتند و حقیقت وب را در پس آنچه خود می خواستند پنهان کردند و آنچه امروزه از وب می بینیم زندان هایی است که آن ها برایمان از وب ساخته اند.

 

ادامه خواندن “وب واقعا کجاست؟”

دلتنگنوشته

رفیق خیلی زود گدشت ،دقیقا ۱۴ سال پیش بود که ساعت ۸ صبح داشتن بهمون یاد میدادن که وقتی ناظم یا مدیر و هرکسی بالا واستاده گفت از جلو نظام دستامون را صاف تا شونه ی نفر جلویی برسونیم
یادمه توی صف حواسم به هیچی نبود جز نگاه کردن به جایی که مامانم واستاده بود،چهار ده سال گذشت ، هفت سالم بود

مامانم گفت چشم بهم بزنی میبینی مدرسه تموم شده ،چند باری پلک هامو باز و بسته کردم و دیدم نه ،هنوز همونجام و هنوز اولین روز مدرسه ام بود فک کردم مامانم میخواد سر به سرم بزاره اما الان،بعد از گذشتن این همه سال ،میبینم حق با مادرم بود.
حتی یادم نمیاد کی چشم به هم زدم .

ادامه خواندن “دلتنگنوشته”