“استمرار” ، حلقه گمشده زنجیر

شما چند ساله هستید ؟ چه تفاوتی میان زندگی امروزتان و آنچه که در گذشته برای امروز خود آرزو می کردید وجود دارد ؟

همه ی ما خواسته هایی داریم ، از آرزوهای کوچک تا اهداف بزرگ . به برخی از آن ها رسیده ایم و برخی از آن ها هنوز از ما دورند . اما در واقع چه چیزی چنین فاصله ای را میان ما و آن اهداف یا خواسته ها ساخته است ؟
چگونه است که برخی از افراد از زمین های خاکی شروع می کنند و در اولدترافورد گل زنی می کنند ، بعضی دستفروش ها ،مدیران شرکت های بین المللی می شوند ، برخی اسکار می گیرند ، پسرک چوپان توپ طلا می گیرد و هزاران هزار رسیدن به آرزوهای بزرگ رخ می دهد اما برای میلیون ها انسان ، فاصله ی ابدی میان آن ها تا خواسته هایشان نه تنها برداشته نمی شود ، بلکه کمتر هم نمی شود ؟

من به بخت (از نوع پیچیده اش ) معتقدم ، در واقع اگر بخواهم تمام موفقیت های دنیا را هم بگویم ، همیشه می گویم بخت با آن ها یار بوده است ، با هیچکسی هم تعارف ندارم . اگر رونالدو امروز در میان بهترین ها است ، به این دلیل بوده است که شانس با او یار بوده است ، اگر یک طرفدار رونالدو هستید و معتقد هستید که تلاش های هر روزه ی رونالدو راز موفقیت او بوده است ، شما هم اشتباه نمی کنید ، اما آیا تنها رونالدو بود که به این میزان تمرینات سخت داشته است ؟قبول کنید که شاید چندین شخص دیگر هم وجود داشته اند که تلاششان برای موفقیت بیشتر از رونالدو بوده است اما احتمالا یک آسیب دیدگی شدید مانع از همه چیز شده است ، یا شاید هم در میان همان روزگار پر تلاششان در یک تصادف یا زلزله یا سرخوردن روی پوست موز ، جانشان را تسلیم کرده اند .

خیلی از کسانی که من را می شناسند ، کاملا می دانند که من چقدر به بخت ( بخت را هیچوقت با مفهوم مسخره خوش شانسی و بدشانسی که در ذهن می آید مقایسه نکنید لطفا ، در این مورد در پست یادداشتی بر قوی سیاه توضیح داده ام ) و بختانگی جهان معتقدم ، اما هیچ وقت بخت را عامل موفقیت به حساب نیاورده ام .

در واقع عامل “تلاش” است ( تلاش را با کار طاقت فرسا اشتباه نگیرید )،من هم شکی ندارم ،اما بخت تاثیرگذارِ بی رقیب است . بگذارید با یک مثال ، موضوع را ساده تر بگویم ، یک سال پیش با یکی از دوستان برای تحصیل به خارج از کشور رفته بود ، صحبت می کردم ، از معدل و سطح زبان و مقالات و … پرسیدم که او هم تاثیر هرکدام را برایم توضیح می داد ، آخرین سوالی که پرسیدم این بود :” توی این ماجرا ، شانس چقدر موثره ؟” .

پاسخی که دوستم داد این بود :” در واقع ۹۹ درصد ماجرا به شانس بستگی داره ، حتی بیشتر ، در واقع تو با معدل بالا و زبان عالی و … تنها داری بد شانسی ات را کاهش می دهی ”

واقعیت این است که خوش شانسی می تواند سبب بارندگی بیشتر شود و شما گندم بهتری درو کنید و یا خشک سالی شود و بیچاره شوید ، اما خوش شانسی و بد شانسی اینجا هنگامی معنی پیدا می کند که شما بذری را زیر خاک کاشته باشید .

بخت بسیار پیچیده تر است ( و من هم به پیچیده ترینش معتقد هستم ) و می تواند شمارا به هرچیزی برساند و یا همه زندگیتان را نابود کند حتی اگر بذری نکارید بخت ممکن است برای شما موفقیت بیاورد ، در حالی که هیچگونه فکرش را هم نمی توانید بکنید ، اما هنگامی که شما ” خواسته ای مخصوص به خود ” دارید ، باید بذر خواسته ی خود را بکارید ، از بذر در مقابل بدشانسی ها مراقبت کنید و امیدوار به خوش شانسی باشید .

همه ی این حرف ها برای نشان دادن نقش شانش در موفقیت آن دسته افراد که در ابتدا به شما گفتم نبود ، در واقع دلیل من برای گفتن همه ی این کلمات این بود که بدانید که همیشه شما مقصر نرسیدن به آرزوهایتان نیستید (من هم کاملا شمارا درک میکنم) ، اما اگر این چند درصد بدشانسی را کنار بگذاریم ، دلیل دیگری که میان شما و آرزویتان فاصله می اندازد یک چیز است ، شما ” استمرار” ندارید .

استمرار موضوعی است که من به خاطر بختِ خوب با آن آشنا شدم .

من سال ها مخاطب هیپ هاپ ( از نوع فارسی و با تکیه بر محتوا به جای موسیقی ) هستم ، این علاقه باعث شد که اسفند سال گذشته ، به همراه دو دوست دیگر ، تصمیم بگیریم برویم به شهری که تا به حال نرفته ایم و علی سورنا را ببینیم ، شانس به ما کمک کرد که در آن شهر در زمان درست در مکان درست باشیم و او را ببینیم ، کمی در مورد موسیقی و فلسفه و … صحبت کنیم . در میان این بحث ها “استمرار” کلمه ای بود که برای من به شدت جذاب آمد . و حالا با تشکر از بخت که مارا به سورنا رساند ، و علی سورنا که این گفتگو را برای ما ساخت ، میخواهم این استمرار را معنی می کنم ، آن هم در فضایی کاملا متفاوت .

 

از دوران راهنمایی یکی از مهمترین چیز هایی که فکرم را همیشه به خود مشغول کرده ، ” این زبان لعنتی ” است . در واقع آنچه من میخواستم کامل ترین تسلط بر زبان انگلیسی بود ، که کسی نتواند نقصی بر آن بگیرد ، آن روز ها ۱۱ ساله بودم و حالا ۲۲ ساله هستم . چرا پس از این مدت طولانی هنوز نتوانسته ام آن چه میخواسته ام را بدست آورم ؟

یا الان چهارمین سالی است که می خواهم باشگاه بروم و فرمی به بدنم بدهم که  حداقل خودم را راضی کند ، اما بعد از چندین بار ثبت نام در باشگاه ، هنوز مانند نی قلیان می مانم ؟

یا هنوز در میان ایده های کاری ای غلط می زنم و هیچکدامشان من را بیل گیتس که هیچ ، حتی نمی توانند خودشان را یک هفته حفظ کنند.

احتمالا برای شما هم از این دست اهداف بوده است که سال ها دنبالشان می چرخید اما نمی شود که نمی شود .

چه چیزی گم شده است این وسط؟

سورنا جواب من را داد :”استمرار”.

من اگر از اولین کلاس زبانی که می رفتم حدود ۱۲ سال پیش را  رها نمی کردم ، یا مثلا مجموعه های آموزش زبانی که می خریدم را نصفه کاره ول نمی کردم ، نه تنها امروزه انگلیسی ، شاید حتی فرانسوی را هم بهتر از همه ی شهروندان فرانسه می توانستم صحبت کنم . در واقع نه مغز من مشکل داشت ، نه بد شانس بودم ، نه هیچ چیز دیگر ، من ادامه ندادم .من استمرار نداشتم .

در مورد اکثر نرسیدن به موفقیت ها ، استمرار است که نقش اصلی را بازی می کند .

اگر اهل کسب و کار باشید احتمالا هزاران بار جمله ی”۹۷ درصد کسب و کار ها شکست می خورند ” را شنیده اید . در واقع این مزخرف ترین جمله ی دنیا است . بلکه باید این جمله را اینگونه بازنویسی کرد “۹۰ درصد استارتاپ ها پس از رسیدن به اولین مشکل ، دست از تلاش بر می دارند ( گم شدن استمرار) ، ۷ درصد آن ها چندین مشکل کوتاه دیگر را پشت سر می گذارند و بعد بیخیال می شوند و از مسیر خارج می شوند ( گم شدن استمرار) و فقط سه درصد از آن ها هستند که استمرار دارند و بیخیال ادامه دادن نمی شود ، این سه درصد پس از رسیدن به هر مشکل ، یا ضرر بزرگ ،یا هولناک ترین اتفاق ها ، می دانند که باید ادامه دهند و این مخمصه را پشت سر بگذارند. (در مورد آمار دقیق نشوید )

در واقع به بن بست رسیدن ، با بیخیال “ادامه دادن مسیر ” شدن فرق دارد . ما اکثرا بیخیال می شویم تا که شکست بخوریم .احتمالا توجه کرده اید که خودکار ها بیشتر از آن که جوهرشان تمام شود ، گم می شوند ، یا حتی فلش ها هم همینگونه هستند و اکثر مواقع که می خواهیم فلش بخریم ، به خاطر کم بودن ظرفیت فلش قبلی یا خراب شدنش نیست ، بلکه گم شدن آن است . اصلا تا به حال به کتاب هایی که تا نصفه خوانده اید و رها کرده اید ، فکرکرده اید ؟

استمرار حلقه ی گمشده ی زنجیری است که مارا به آرزو هایمان می رساند . بیشتر از شانس ، بیشتر از تلاش ، ما باید استمرار داشته باشیم . فکر می کنید در یک هفته اگر فشرده ( تلاش سخت را در دهن داشته باشید) ورزش کنید و بعد از آن دیگر ورزش را ادامه ندهید شما رونالدو می شوید ؟ شانس زمانی کارساز خواهد بود که تلاشی وجود داشته باشد و تلاش زمانی ارزشمند است که پیوسته و مستمر باشد .

استمرار همان چیزی است که داستان موفقیت شمارا می تواند به یک فیلمنامه قوی تبدیل کند ، وگرنه هیچکس نمی رود فیلمی را ببیند که شخصی با آرزوهای بزرگ پس از چند ماه دست از تلاش برداشت ، یا یک قهرمان اصلی داستان چگونه یک ماهه با تلاش زیاد و بدون شکست خوردن و دوباره شروع کردن های متوالی و همراهی همیشگی شانس به موفقیت رسیده است . ( از این به بعد که فیلم یا سریال می بینید ، به استمرار بیشتر فکر کنید )

اما ما چرا استمرار نداریم ؟

اگر شما تاریخ بخوانید با بازه هایی نظیر “صده ها و هزاره ها” آشنا می شوید ، اگر تکامل را دنبال کنید با بازه های زمانی” میلیون سال” و اگر علاقه مند به ستاره ها و سیاره ها باشید ، “میلیارد سال” زمان هایی است که در مورد آن حرف زده می شود .

اما ما در قرن ۲۱ ام بازه های زمانی ای که در مورد آن صحبت می کنیم ( حداقل در مکالمات روزمره) چقدر است ؟

برای مثال برای من این جملات زیر زیاد تکرار می شود :

  • این ” هفته “همش امتحان دارم .
  • با مترو بیا ، یک “ساعته” میرسی .
  • از تهران میخوام برم کرمان ، ۱۳ “ساعت” تو راهم .
  • سه “هفته” دیگه تا پایانترم ها مونده .
  • امروز عصر چند” ساعت” بریم بیرون ؟
  • فیلمش دو “ساعت” و نیمه .
  • این” ماه “باید کارای سایت رو بکنم
  • تا اخر” سال” باید پروژه رو جمش کنم .

تا به حال نگفته ام در سی سال آینده باید شاهنامه را بسرایم ، سی سال خیلی زیاد است . اما یعنی نوشتن شاهنامه سی سال زمان نمی خواد ؟چرا اگر شما بخواهید شاهنمامه بنویسید باید حقیقتا سی سال زمان بگذارید .کمی عدد بزرگی است نه ؟ احتمالا اگر الان شروع کنم ، در ۵۲ سالگی ام یک شاهنمامه سروده ام .

ما این روز ها به خاطر تکنولوژی پیشرفته با زمان های کوچکی سروکار داریم ، مثلا وقتی این روز ها از از تهران تا لندن چند ساعت پرواز می خواهد ، صحبت کردن از سی سال ترسناک است اما وقتی هزار سال پیش برای این سفر ماه ها زمان لازم بود ، سی سال عدد بزرگی به نظر نمی رسید . این روزها استادیوم های بزرگ کمتر از چند سال ساخته می شوند ، ولی در گذشته چند پادشاه می آمدند و می رفتند تا یک بنای ماندگار و بزرگ از خود به جا بگذارند . ما بازه های زمانی کوتاه عادت کرده ایم ، اما رسیدن به آرزوی خارق العاده نیازمند به فکر کردن به زمان های طولانی دارد .

تا به حال دقت کرده اید که اگر صد نفر را در اینستاگرام دنبال می کنید ، اگر هرکدام یک استوری بگذارند ( یکی عکس غذایش ، یکی عکس سفرش ، یکی یک متن ادبی ، یکی یک خبر و هزاران موضوع متنوع دیگر ) دیدن این صد استوری آنقدر چیز ترسناکی نیست ، اما اگر یک نفر صد استوری گداشته باشد ، آن موقع می گوییم ” مگر بیکاریم که بشینیم این صد استوری او را ببینیم ” و احتمالا انگشت شستمان را بر سمت راست نمایشگر می کشیم که تماش شود . مگر دیدن استوری های صد نفر با دیدن صد استوری از یک نفر یک زمان را نمی برد ؟ احتمالا با دیدن صد استوری پیوسته از یک نفر موضوعی کامل تر را متوجه خواهیم شد تا هنگامی که بخواهیم صد موضوع دیگر را صرفا چند ثانیه ببینیم . ولی با این حال ما ترجیح می دهیم این شخص را میوت کنیم .

ما تنوع می خواهیم و وقت زیاد صرف یک موضوع کردن مارا کلافه می کند ، ما در حین درس خواندن میگوییم که خسته شده ایم و میخواهیم استراحت کنیم ، آیا استراحت می کنیم؟ خیر صرفا می رویم یک کار متنوع دیگر را انجام می دهیم ( مثلا اینستاگرام چک می کنیم ) . من با تنوع طلبی مخالف نیستم اما وقتی هر دقیقه یک چیز متنوع دیگر میخواهیم ، باید فکر یک آرزوی بزرگ را هم از سر خارج کنیم و ارزوی های چند دقیقه ای ولی متنوع در ذهن جای دهیم .

استمرار چیزی است که من و نسل من گم کرده ایم و نبودش بین ما و آرزویمان فاصله می می اندازد.

شاید در این سال ها هیچ جمله ای را به زیبایی این جمله که سورنا به من گفت نشنیدم : ” زندگی همین استمراره هستش” .

اگر آرزویی دارید ، استمرار را پیدا کنید . از زمان های طولانی و تکرار های خسته کننده نترسید ، اگر کسی به شما گفت این رویا ده سال زمان می برد اصلا در ذهنتان فکر نکنید که ده سال زمان زیادی است و بیخیالش شوید ، زمان همیشه می گذرد ، چه شما دنبال آروزیتان بروید و چه بیخیالش شوید ، هر کاری که انجام دهید ده سال بعد فرا می رسد ( البته اگر عمری باقی باشد ) ، پس استمرار داشته باشید تا آن روز درآغوش آرزوی خود باشید تا به فکر آرزوی خود .

زندگی یک پست اینستاگرامی یک دقیقه ای نیست ، زندگی یک کتاب است ، اینستاگرامتان را پاک کنید و کتاب بخوانید ، این بهترین راهی است که میتوانید به استمرار گم شده ی خود برسید . زندگی شکست و موفقیت با هم است ، اجازه ندهید که شکست ها مانع استمرار شما باشد ، اتفاقا استمرار در همین شکست ها معنا می یابد وگرنه موفقیت که با خودش پایداری می آورد . یک زمان بزرگ را برای کارهای بزرگ اختصاص دهید نه این که زمانتان را به بخش های کوچک تقسیم کنید برای کار های کوچک ، یک سریال ببینید تا به جای این که صد کلیپ چند دقیقه ای ببینید ، یا ده فیلم سینمایی . سعی کنید هر موقع کاری شمارا خسته کرد کمی بیشتر آن را ادامه دهید و …

تمرین کنید ، استمرارتان را پیدا کنید و آن را پرورش دهید ، ” استمرار یعنی زندگی “.

حیف است هنگامی که می توانید ، به آرزوهایتان نرسید . شما بیشتر از چیزی که می دانید ، توانمند هستید و این صرفا نیاز به این دارد که ادامه دهید .

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *