در جهان اینترنت، در دنیای وب فارسی، اخرین دوره ای که مرا مجذوب خود کرده بود، دوران وبلاگ نویسی فارسی در دهه هشتاد بود، شمار زیادی ازوبلاگ نویسان روزانه مطالب حرفه ای و درخشانی منتشر می کردند. ظهور فیسبوک و محبوب شدن آن در ایران را می توان پایانی بر وبلاگنویسی فارسی دانست سپس بعد از آن اینستاگرام گوی سبقت را از فیسبوک ربود و تقریبا با فراگیری آن نقش وبلاگ ها نزد کاربران فارسی زبان بسیار کمرنگ شد ، در حالی که امروزه بخش بزرگی از ایرانیان در شبکه های اجتماعی حضور فعال دارند اما تقریبا می توان وبلاگ نویسی را مرده دانست و مفهوم وب در میان شبکه های اجتماعی گم شده است  ، هرچند هنوز در این فضای دلسرد کننده بسیاری از وبلاگ نویسان صاحب نام قدیمی همچنان به کار خود ادامه می دهند و کسب و کار های اینترنتی هم به سبب نیاز به محتوای خوب برای فرایند بازاریابی خود وبلاگ های تخصصی خود را زنده نگه می دارند اما با این حال تقریبا نزد جامعه ی ایرانیان که ساعت ها وقت خود را در اینستاگرام می گذرانند، وبلاگ نویسی چیز جز یک گمشده نیست.

برتری وبلاگ ها به شبکه های اجتماعی، تکیه داشتن بر محتوای با کیفیت بود ، آن چه وبلاگ ها را رونق می داد نه ظواهر دلفریب صاحبان آن ها و نه ربات ها و شیوه ها و کلک های بصری بلکه ساعت ها وقت نویسنده برای مطالعه و خواندن و سپس نوشتن بود . محتواهایی اکثرا طولانی که حتی اگر آموزنده هم نبودند، اما به خاطر تقویت استمرار در خوانندگان مشوقی بر مطالعه بودند ، در حالی که شبکه های اجتماعی هر روز با کوتاه کردن نوشتار و تکیه کامل بر محتوای بصری و کوتاه نقش بسیاری در کاهش مطالعه مردم ایفا کردند. محتواهای آن ها غالبا بی ارزش و صرفا جهت جلب توجه مخاطب بود تا انتقال مفهوم یا ارزشی به مخاطب.

اما پس از سال ها با رونق گرفتن پادکست ، امیدی تازه پیدا شد ، پادکست ها را می توان یک فضای پاک و کاملا عاری از حقه های مرسوم موجود در شبکه های اجتماعی و همچنین رسانه های بزرگ نظیر تلویزیون و رادیو دانست که نقشی بسیار بسیار پر رنگ را ایفا خواهند کرد . امروزه در حدود نیم میلیون پادکست و حدود ۲۰ میلیون اپیزود در دنیا وجود دارد . این مدیوم چنان قدرتمند ظاهر شده است که در همین لحظه که شاید هنوز بخش بزرگی از کاربران از وجود آن آشنایی ندارند می توان آن را حداقل جز قدرتمند ترین رسانه های سال های آتی دانست .

پادکست برای خودش یک صنعت ویژه است ، با وجود رشد زیاد این مدیوم در سال های اخیر، همچنان در مراحل اولیه ی خودش است و مرزهای زیادی را برای عبور کردن دارد.شاید بتوان پادکست هارا بخش جدا نشدنی ای از زندگی روزمره در سال های آتی دانست . پادکست هم نظیر بسیاری از رسانه ها برای تامین هزینه های خود از راه تبلیغات درامد جذب می کند . بر اساس insideradio پیش بینی می شود در سال ۲۰۲۰ میلادی، رقم ۵۰۰ میلیون دلار برای تبلیغات در پادکست ها هزینه شود. اما چرا تبلغیات در پادکست ؟

جواب سوال واضح است ، “چون جواب می دهد” . در ادامه می خواهیم به چند عامل که باعث می شود تبلیغات در پادکست ها کارامد باشد بپردازیم

تبلیغات اهداف متفاوتی دارند ، در بازاریابی شما در هر زمانی، به دلایل خاصی دست به تبلیغات می زنید ، گاه برای معرفی یک محصول جدید ، گاه برای نشان دادن قدرت خودتان در میان رقبا و حفظ برند خودتان ، گاهی برای فروش محصول یا سرویس جدید و بسیاری دلایل دیگر . اگر بخواهیم مهمترین ویژگی یک تبلیغات را بگوییم این است که تبلیغات باید گیرا باشد ، یعنی مخاطب را درگیر کند. هرچه یک تبلیغ جذاب تر باشد و محاطب را با خود بیشتر همراه کند، به نتیجه مطلوب خود نزدیک تر می شود. تبلیغات امروزه همه اطراف مارا فرا گرفته اند. از بیلبورد های بزرگ در اتوبان ها ، بنر های پر زرق و برق در گوشه و کنار وبسایت ها، تبلیغات بر بستر گوگل ، تبلغیات در تلویزیون و رادیو و …. ما با تبلیغات احاظه شده ایم و حالا دنبال راه فرار از آن ها هستیم . در اینستاگرام ، استوری بسیاری از اینفلوئنسر ها پر است از تبلیغات که در موجه با آن ها با کلیک های متوالی بر روی صفحه موبایل به دنبال رد کردن آن ها هستیم . در تلویزیون هنگام پخش پیام های بازرگانی به دنبال کم کردن صدای تلویزیون هستیم ، در اتوبان ها هم کمتر از یک ثانیه چشمانمان را درگیر دیدن بنر های بزرگ تبلیغاتی می کنیم . این روز ها داشتن یک تبلیغات با بازده خوب واقعا ساده نیست ، به صورت میانگین در تبلیغات بنری در وبسایت ها نرخ کلیک بر روی بنر چیزی حدود ۰٫۰۶ درصد است، البته که این رقم بر حسب سایز و جایگاه و طراحی بنر و عامل های دیگر متفاوت است .

پادکست فضایی است که تبلیغات را می تواند بسیار کارا تر انجام دهد اما چرا ؟

آن چه که در پادکست ها خودش را نشان می دهد حس اعتماد و احترام است ، پادکست یک کلیپ چند ثانیه ای نیست ، اکثر مواقع هنگامی که شما تصمیم به گوش سپردن به یک اپیزود از یک پادکست می گیرید ، می دانید که قرار است حدود یک ساعت حتی بیشتر از زمان خود را به آن اختصاص دهید ، یعنی باید واقعا به میزبان پادکست اعتماد داشته باشید که این مقدار زمان شمارا هدر نخواهد داد . این حس اعتماد و احترام به پادکست و مجری آن است که باعث می شود ما مخاطب تمام حواسش را به آن بدهد . با این که بسیاری از افراد وقتی جداگانه برای گوش دادن به پادکست اختصاص نمی دهند و گوش دادن به پادکست همزمان با انجام کارهای دیگر، برای مثال در مسیر رفت و آمد، چه مترو و اتوبوس چه رانندگی و پیاده روی ، در حین انجام کار هایی که نیاز به تمرکز بالا ندارند نظیر انجام فعالیت های منزل و ورزش و … است اما در این زمان شنونده پادکست حس شنوایی خود را کاملا در اختیار مجری و بحث می گذارد . این یعنی آن چه که از زبان مجری گفته می شود ، با احتمال بسیار زیاد توسط مخاطب شنیده خواهد شد. بسیاری از افراد در هنگام گوش دادن به پادکست ها ، چه با هندزفری و چه با صدای بلند، دسترسی ساده ای به موبایل ندارند ، برای مثال در اکثر مواقع تلفن همراه آن ها در گوشه ای ، در جیب شلوار ، بر روی میز کار و …، قرار دارد و مخاطب توانایی جلو و عفب کردن آن را ندارد ، تصور کنید که شما در مترو هستید و با هندزفری در حال گوش دادن به یک پادکست و در این میان گوینده چندین ثانیه را صرف تشکر از اسپانسر و معرفی او می کند ، آیا حاضرید گوشی را از جیب خود خارج کنید و سپس قفل صفحه را باز کنید و با انگشت چند زمان پادکست را جلو ببرید تا تبلیغات تمام شود و سپس گوشی را دوباره در جیب قرار دهید ؟ به احتمال زیاد خیر ، انجام این کار وقت و انرژی بسیار زیادی از شما می برد و شما ترجیح می دهید به شنیدن تبلیغ ادامه دهید ، در حالی که اگر در اینستاگرام با یک پست تبلیغاتی مواجه شوید ، از آن جایی که فقط با یک کلیک ساده در کمتر از ثانیه می توانید تبلیغات را رد کنید ، اصلا شکی در دل خود راه نمی دهید برای رد کردن تبلیغات .

در مدل رفتاری فوگ مشاهده می کنیم که ظرفیت انجام یک اقدام را قابلیت ها و توانایی ها تعیین می کنند، اگر مخاطب توانایی رد کردن سریع یک تبلیغات را داشته باشد سریعا این کار را انجام می دهد ولی اگر این کار برای او ساده نباشد ،احتمال این که او دست به چنین اقدامی بزند بسیار کاهش می یابد ، در پادکست ها به خاطر سخت بودن عمل رد کردن تبلیغات ، می توانید مطمئن باشید که بسیاری از افراد آن را خواهند شنید .

تبلیغات در پادکست اعلب در سه جایگاه رخ می دهد ، در شروع هر اپیزود ، در وسط اپیزود ، و در انتهای آن . که تقریبا دریافت که تبلغات در انتهای اپیزود و یا دقیقا در ابتدای آن، به کارامدی تبلیغات در وسط اپیزود نیست ، زیاد بسیاری از افراد که با اپلیکیشن های پادگیر به گوش دادن اپیزود ها می پردازند ، می توانند در ابتدای هر پادکست با یک کلیک در ۱۰ یا ۳۰ ثانیه آن را جلو و عقب ببرند، البته پادکستر های حرفه ای دقیقا در ابتدای کار تبلیغات را انجام نمی دهند ، بلکه ابتدا چند جمله کوتاه از متن اصلی پادکست را بیان می کنند بعد پادکست خود را شروع می کنند .

تبلیغات در انتهای پادکست هم به دلیل آن که مخاطب پس از پایان اپیزود می تواند اطمینان حاصل کند که دیگیر چیزی را از دست نخواهد داد ، پس به راحتی می تواند شنیدن را خاتمه دهد.بسیاری از پادکستر ها در انتهای هر اپیزود صرفا به یک تشکر از اسپانسر اصلی اکتفا می کنند .

اما تبلیغات در وسط هم پادکست بسیار کار آمد است و به تقریبا می توان گفت هر کسی که تا آنجای پادکست را گوش داده ، تبلیغات شمارا هم گوش می دهد . بر اساس برخی منابع هزینه تبلیغات در پادکست های انگلیسی به ازای هر هزار شنونده چیزی حدود ۱۵ تا ۳۰ دلار است .

برای مثال برای تبلیغات در ابتدای پادکست به مدت ۱۵ ثانیه ۱۸ دلار به ازای هر هزار نفر و برای تبلیغات در وسط اپیزود به مدت ۶۰ ثانیه ۲۵ دلار به ازای هر هزار شنونده .در وب سایت پادکست چنل بی ، برای پادکست های فارسی در سال ۹۸ این رقم چیزی در حدود ۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان است .

اما نکته ی مهمتر نحوه ی تبلیغات در پادکست هاست . همانطور که گفتیم وقتی شما به یک پادکست گوش می دهید ، به پادکستر اعتماد دارید و به او احترام می گذارید . در واقع احساس بین پادکستر و شنونده چیزی بسیار بسیار بیشتر از احساس یک تولید کننده محتوا و مخاطب است . برای مثال من با شنیدن صدای علی بندری سر دوق می آیم . این احترام و اعتماد ناشی از آگاهی به این موضوع است که ما می دانیم سازنده پادکست وقت بسیاری برای ساخت این پادکست گذاشته است و حالا ان را به رایگان در اختیار ما قرار داده است . در واقع اصلا حس ناخوش آیندی نسبت به معرفی اسپانسر توسط پادکستر را نخواهیم داشت . بلکه خودمان هم به نحوی از اسپانسر تشکر می کنیم ، این معجزه ای است که پادکستر ها انجام می دهند . آن ها حس احترام و اعتماد را ایجاد می کنند .

تبلیغات از زبان خود گوینده است ، یعنی ما با یک تبلیغ بی روح و خشک مواجه نیستیم ، بلکه هنگامی که آگهی را می شنویم آن را به نوعی یک پیشنهاد از یک دوست تلقی می کنیم تا یک فریب.اگر احساس می کنید اینگونه نیست ، به احساس خودتان در مواقع مواجه با یک تبلیف توسط اینفلوئنسر های اینستاگرامی رجوع کنید ، تفاوت را درک می کنید .

یکی از تبلیغات حرفه ای درون پادکست ، تبلیغ آروان توسط پادکست دایجسب است ، فرشاد محمودی در اپیزودی به نام تکنولوژی های نوین، به معرفی تکنولوژی های نوین دنیای امروز می پردازد و پس از معرفی کامل تکنولوژی پردازش ابری، به معرفی خدمات شرکت آروان می پردازد . در واقع مرز بین تبلیغ و محتوای اصلی در این تبلیغ بسیار کمرنگ است.

نکته دیگر در مورد پادکست ها و مزایای تبلیغ در پادکست ها این است که پادکست ها در دسته “محتوای سبز” قرار می گیرند ، یعنی محتوایی که تاریخ انقضا ندارد و هر زمانی که به آن رجوع کنید مناسب است . یعنی درست است که پادکستی که شما اسپانسر آن شده اید در تاریخی خاص منتشر می شود ، اما تبلیغات شما چندین سال آینده هم شنیده خواهد شد . و از سویی با توجه به این که پادکست ها در تعداد کمتری نسبت به سایر محتواها تولید می شود ، به راحتی در میان پادکست های قدیمی گم نمی شوند ، برای مثال شما می توانید امروزه اولین اپیزود از پادکست محبوبتان را که شاید ۵ سال پیش منتشر شده است را به راحتی پیدا کنید و بشنوید در حالی که شاید پیدا کردن یک کلیپ اینفلئونسر خاص که در ۵ ماه پیش تولید شده است را به راحتی نمی توانید پیدا کنید. در واقع فضای پادکست ها بسیار مرتب و تمیز است و اپیزود ها به راحتی  قابل دسترسی هستند در حالی که در میان سایر محتوا ها چنین ویژگی ای یافت نمی شود .

این ویژگی پادکست ها (طول عمر خوب آن ها) باعث می شود که در آینده ای که در آن پادکست ها بسیار بیشتر از امروز مورد استقبال واقع می شوند ، شما باز هم شنیده شوید . در واقع شاید امروزه شما برای تبلیغات در یک پادکست هزینه ای برای ۱۰۰ هزار شنونده را پرداخت کنید اما با توجه به رشد مخاطبان پادکست ها در سال های آتی و همچنین طول عمر پادکست ها ، شما میلیون ها مخاطب را در آینده به رایگان جدب کنید .

مخاطبین پادکست ها بسیار با کیفیت هستند. محتوای با کیفیت ، مخاطب با کیفیت جذب می کند . حقیقت ماجرا این است که نمی توان یک شخص که  روزانه یک ساعت را به شنیدن یک پادکست اختصاص می دهد را  شخصی که روزانه یک ساعت در اینستاگرام وقت می گذراند مقایسه کرد ، مخاطبین پادکست بیشتر از افراد معمول تشنه یادگیری و شناخت موضوعات جدید هستند و اکثرا دقت بسیار بالاتری دارند ، که خود این دقت متاثر از گوش دادن به پادکست ها است، در واقع این مخاطبین به راحتی اگهی و برند شما را به خاطر می سپارند . که می تواند سبب رجوع مخاطب در زمان های آتی شود .

تبلیغات در پادکست مزایای بسیار بیشتری از آن چه در اینجا در مورد آن صحبت کردیم دارد . که بدون شک باعث جذب مشتریان بسیاری برای شما خواهد شد اما هنوز مشکلاتی هم دارد . یکی از اصلی ترین مشکلات تبلیغات در پادکست ها ، سختی ردیابی آن است ، امروزه در دنیای دیجیتال مارکتینگ ردیابی مشتریان یکی از عواملی است که بسیار اهمیت دارد . در فضای اینترنت به راحتی شما می توانید مبدا هر مشتری را پیدا کنید و با این اطلاعات از عملکرد تبلیغاتی که انجام داده اید آگاهی پیدا کنید اما در این مدیوم ، این کار به این سهولت نیست در واقع با وجود این که لینک تبلیغ شما به راحتی در وبسایت اینستاگرام و توضیحات هر اپیزود در اپلیکیشن های پادکست گیر قابل دسترسی است اما در واقع نمی توان به سهولت یک تبلیغات بنری مجرای ورودی مخاطبان و مشتریان جدید را دنبال کرد . هرچند که با توجه به پتانسل های پادکست ها به زودی توسط شرکت های پیشگام حتما اقدامی در این راستا انجام خواهد شد .

پادکست ها فرزندی جدید در محتوا هستند  که در آینده نقش بسیار پر رنگ تری در روزهای ما ایفا خواهند کرد . اصلا بعید نیست که در آینده گوش دادن به پادکست ها متداول تر از تلویزیون دیدن باشد . پادکست ها میمهان جدید زندگی آینده ما هستند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید