آموزش مثلا اینترنتی

.تقریبا می توان گفت حالا که تمام چهره ی جهان دستخوش تغییرات شده است، مدارس و سیستم آموزشی همچنان بسیار شبیه به آن چیزی هستند که نزدیک به صد سال پیش بوده اند

در این صد سال ما از دُرُشکه ها به خودرو های بسیار سریع رسیده ایم ، از ارسال و دریافت نامه ،که هفته ها زمان می برد،به پیام رسان ها رسیده ایم که در کسری از ثانیه پیام ها را جابجا می کنند، از شهر های قدیمی به کلانشهر های پیشرفته امروزی رسیده ایم . اما هنوز سیستم آموزشی چیزی شبیه به همانی است که صد سال پیش اجداد ما از آن استفاده می کردند . در این یکی دو دهه نیاز به تغییرات اساسی در سیستم آموزشی بسیار احساس شده است و تلاش های بسیاری نیز در این راه انجام شده است.
اینترنت که بیش از هر چیزی سبک زندگی ما را تغییر داد یکی از مهمترین فناوری هایی بود که در این زمینه نیز توانایی خود را نشان داد، ظهور وبسایت ها و پلتفرم هایی با هدف آموزش نظیر خان آکادمی در سطح بین المللی و مکتبخونه و فرادرس و فرانش در سطح داخلی نمونه هایی از اقدامات در راستای آموزش الکترونیکی و دیجیتال بوده اند .

امروزه بستر اینترنت برای یادگیری بسیار مورد استفاده قرار می گیرد ، دسترسی تقریبا بدون محدودیت به بسیاری از منابع ، کتاب ها ، فیلم ها و ویدئوهای آموزشی ، ظهور سایت هایی نظیر ویکی پدیا ، دانشنامه های انلاین، جوامع و گروه های تخصصی ، گوگل اسکالر و …. همگی بخشی از گزینه هایی است که امروزه در زمینه ای یادگیری اینترنتی مورد استفاده قرار می گیرند.

ادامه خواندن “آموزش مثلا اینترنتی”

صدف بیوتی خودتان را بشناسید .

 

در همین اواخر ، هنگامی که با یکی دوستان در مورد گسترش فروشگاه لوازم آرایشی خود صحبت می کردیم ، متوجه موضوعی عجیب در مورد این شخص شدم و بعد از آن به فراگیری این مورد در میان خیلی دیگر از افراد هم پی بردم .

صحبت در مورد تبلیغات ، توسعه و بهبود فضای فروشگاه و … بود که من مثل همیشه اعتقاد داشتم باید به جای این که هزینه ی زیادی را برای تبلیغات اختصاص دهید ، کالاهایی را بفروشید که تبلیغاتشان را دیگران می کنند ، و برای مثال گفتم شما باید هر روز ویترین های فروشگاهتان محصولاتی باشد که در این هفته “صدف بیوتی” معرفی کرده و یا در مورد آن ها صحبت کرده است . از آنجایی که مخاطبم شخصی با تجربه بیش از دو دهه در زمیه محصولات آرایشی بود ، تصور هرگونه جواب از جنس تجربه در رد یا قبول حرف هایم را داشتم که ناگهان گفت:”منظورت سالن زیبایی فلانی در فلان خیابان است ؟”

با تعجب کامل دوباره واژه صدف بیوتی را تکرار کردم ، چون احتمال می دادم به خوبی نشنیده و متوجه نشده است که جواب داد : کی هست؟ نمیشناسمش”.

فقط برایم سوال بود که چگونه شخصی که کسب و کارش در زمینه ی فروش محصولات آرایشی است حتی نام این بلاگر ادامه خواندن “صدف بیوتی خودتان را بشناسید .”

“استمرار” ، حلقه گمشده زنجیر

شما چند ساله هستید ؟ چه تفاوتی میان زندگی امروزتان و آنچه که در گذشته برای امروز خود آرزو می کردید وجود دارد ؟

همه ی ما خواسته هایی داریم ، از آرزوهای کوچک تا اهداف بزرگ . به برخی از آن ها رسیده ایم و برخی از آن ها هنوز از ما دورند . اما در واقع چه چیزی چنین فاصله ای را میان ما و آن اهداف یا خواسته ها ساخته است ؟
چگونه است که برخی از افراد از زمین های خاکی شروع می کنند و در اولدترافورد گل زنی می کنند ، بعضی دستفروش ها ،مدیران شرکت های بین المللی می شوند ، برخی اسکار می گیرند ، پسرک چوپان توپ طلا می گیرد و هزاران هزار رسیدن به آرزوهای بزرگ رخ می دهد اما برای میلیون ها انسان ، فاصله ی ابدی میان آن ها تا خواسته هایشان نه تنها برداشته نمی شود ، بلکه کمتر هم نمی شود ؟

من به بخت (از نوع پیچیده اش ) معتقدم ادامه خواندن ““استمرار” ، حلقه گمشده زنجیر”

یادداشتی بر کتاب قوی سیاه

 

بر خلاف میل شدید به مطالعه ، اما خیلی کم می توانم کتابی را از صفر تا صد بخوانم ، کلیشه ای بودن برخی کتاب ها ، عدم گفتن حرفی جدید در برخی از آن ها، که انگار نویسنده صرفا می خواسته با آن کتاب ها یا پولی به جیب بزند یا اسمی برای خودش بسازد ، نبودن دلیل برای خواندن بعضی از آن ها که برای من دانشجو با ۲۱ سال سن چرا باید آن هارا بخوانم سبب می شود که اصلا تمایلی به خواندن اکثر کتاب های موجود در بازار نداشته باشم ، اما همانطور که گفتم ، بی میل هم نیستم ، در واقع دوست دارم وقتم با خواندن کتاب ها پر شود و به همین دلیل قفسه ام پر است از کتاب هایی که تا نیمه رفته ام و بعد از آن ناتمام رها شده اند اما تعداد کمی کتاب هم هستند که چندین بار آن هارا خوانده ام ، قوی سیاه یکی از آن کتاب هاست .

ماجرای آشنایی با این کتاب بر می گردد به علاقه ی من به ادامه خواندن “یادداشتی بر کتاب قوی سیاه”

آخرین ظهر ۲۱ سالگی

حالا من دقیقا در آستانه ی ۲۲ سالگی قرار گرفته ام . امروز صبح که از خواب بیدار شدم می دانستم که امروز نباید به کار و دانشگاه و … فکر کنم . موبایلم را چک کردم ، ساعت هشت صبح بود . از جمله لحظاتی بود که میدانستم باید قدرش را بدانم ، موزیک پلی کردم ، اشتباه خوب از بهرام . قهوه ساز کوچک و پر سروصدایم را روشن کردم تا خواب آلودگی ای که دارم از سرم بپرد ، روی مبل گزیده اشعار فروغ افتاده بود و کمی آنطرف تر ، کتاب خلق مدل کسب و کار . بر روی میزی کوچک در گوشه ی پذیرایی کمی از کتاب ها را بی نظم چیده بودم ، دیوان شمسی که هنوز فرصت نکرده بودم بخوانمش ، دیوان حافظ که همیشه آماده بود که از جایی باز شود ، هشت کتاب سهراب ، MBA  به زبان ساده ، کلیات سعدی ، چدین لغت نامه ادامه خواندن “آخرین ظهر ۲۱ سالگی”

هوای یکدیگر

 

ما رسما در بحران هستیم ، قیمت ها روز به روز بیشتر می شود ، فقر شتابان گسترده تر و شکاف طبقاتی روز به روز بیشتر می شود . مسئولین و سیاست مداران ، نالایق ، ناتوان و بسیاری از آن ها هم فاسد هستند ،گاهی واقعا دوست دارم برخی از آن هارا ،همانند مردم اوکراین ، به داخل سطل زباله بیاندازم .

همه ی ما به عملکردشان منتقد و معترض هستیم ، همه ی ما این روز ها در شبکه های اجتماعی از فقر و نداری و گرانی داد می زنیم . عکس و فیلم منتشر می کنیم از وضعیت نا بسامان جامعه ، آن هم با عنوان “اطلاع رسانی” و “آگاهی بخشی” اما حس می کنم دیگر همه ی ما هم آگاهی داریم هم اطلاع ، از همه چیز ادامه خواندن “هوای یکدیگر”

چرا من ایلان ماسک را دوست دارم ؟

خیلی از دوستان نزدیک من مهمترین نکته ای که در مورد من می دانند این است که من یک فن ایلان ماسک هستم .

اگر در اینستاگرام یا تلگرام به مطلبی بر بخورند که مرتبط با ایلان ماسک باشد به من ارسال می کنند ، وقتی به من می رسند به شوخی حال او را از من می پرسند . برخی از آن ها مثل من طرفدارش هستند و برخی با این که مخالفش نیستند اما در برابر من که قرار می گیرند با او و کارهایش مخالفت می کنند ،در مورد این که من فن او هستم بار ها اتفاقات عجیب که گاهی با تمسخر همراه بوده اتفاق افتاده است .

در این میان هیچکس از  خود من نپرسید چرا طرفدار این شخص هستی ادامه خواندن “چرا من ایلان ماسک را دوست دارم ؟”

حتی اگر من موفق ترین آدم هم باشم

بسیاری از اوقات به خاطر این که علاقه مند به کسب تجربه های جدید بودم ، ” احمق” خطاب شدم .

از آن جایی که در حال تحصیل در رشته ی مهندسی مواد در دانشگاه تهران هستم ، از دید بسیاری باید این مهمترین بخش زندگی من باشد و می بایست از همان ۱۸ سالگی ام ، پیرامون همین رشته و دانشگاه تلاش کنم .

شغل مورد علاقه ی کودکیم چیز دیگری بود ، و از وقتی یادم است به دنبال کارآفرینی و کسب موفقیت بودم ، هیچ موقع یادم نمی آید که در دوران کودکی ام علاقه مندی ام به مهندسی مواد بوده باشد.

برای سال ها علاقه مند به مهندسی عمران و ساخت و ساز بودم ادامه خواندن “حتی اگر من موفق ترین آدم هم باشم”

ریشه های آرزوها در روز های بحران باید حفظ شود

ساده باید بگویم ، ما در اوج بحران هستیم .

در سخت ترین روز هایی که کشور می توانست باور کند . وضعیت اقصادی روز به روز بدتر می شود ،ارزش پول ملی کشور به تکه کاغذ شبیه شده است ، گرانی ها دارد سفره هارا تنگ و تنگ تر می کند . دستمزد کارگران به حدی کم است که متاسفانه آن هارا می توان به نوعی برده های نوین دانست ،کارگرانی که بسیاری از آنان حالا فقط به دنبال نیاز های اولیه خودشان هستند . کارمند های دولتی نیز روز به روز دارند ضعیف تر می شوند و در این میان افرادی که روز به روز با بی عدالتی بالا و بالاتر می روند . تنش را در همه می توان احساس کرد

ادامه خواندن “ریشه های آرزوها در روز های بحران باید حفظ شود”

جهان پیشرفته ما

امروزه شاید کلمه تکنولوژی و فناوری و پیشرفت و مدرنیته و …. را خیلی بیشتر از هر چیز دیگری می شنویم .

ما خودمان را پیشرفته ترین نسل جهان می دانیم .اما واقعا ما پیشرفته هستیم ؟

در طی هزاران سال ،پدیده های مختلفی زندگی بشر را تغییر دادند ،برخی از آن ها باعث بهبود زندگی نیاکان و خود ما شدند .

کشف آتش معادله ی زندگی سرد اجداد ما در  غار را تغییر داد ، کشاورزی برای همیشه تغییری بزرگ در زمین ایجاد کرد .عصر برنز و آهن ،ساخت ابزار ،نساجی و بافندگی ،گاری ها و درشکه،نوشتن ،سکه و پول ، موتور بخار جمیز وات ،ماشین چاپ گوتنبرگ ،قطار ،خودرو،هواپیما ،الکتریسیته ، انقلاب دیجیتال ،اینترنت و … همگی تاثیرات بزرگی گذاشتند .

ادامه خواندن “جهان پیشرفته ما”