همه ی ما بدون شک تغییرات جهان را در سال های اخیر تجربه کرده ایم. دنیا کاملا متفاوت از آن چیزی است که در هنگام تولد ما بوده است. هرچه به جلوتر می رویم، سرعت و شدت این تغییرات نیز بیشتر می شود و حالا همه منتظر هستیم که در سال ها نه چندان دور دنیایی کاملا متفاوت از چیزی که امروز در آن زندگی می کنیم را ببینیم. ما منتظر یک تغییر بزرگ هستیم.

جهان به کدام سو می رود؟

این روز ها می توان با مشاهده ی یک ویدئو  و یا خواندن یک وبلاگ یا مقاله و یا کتاب، تصویری از آینده ی پیش رویمان در ذهنمان بسازیم. بسیاری از آن ها به قدری شفاف هستند که نمی توانیم آینده را بدون آن ها متصور شویم و برخی نیز چنان چنان غریب اند که به سختی می توانیم وجودشان را درک کنیم. پیش بینی ها بسیار است، ژورنال ها می نویسند ، آینده پژوهان تفسیر می کنند، شرکت ها بر روی آن ها سرمایه گذاری می کنند و … همه و همه تلاش می کنند تا جهان ما تغییر کند.
احتمالا وقتی صحبت از تغییرات شگرف می شود، کلماتی مثل انقلاب های صنعتی، تکنولوژی، اختراعات و… در ذهن می آید. کافیست برای مثال انقلاب صنعتی چهارم را در گوگل جستجو کنید تا با هزاران مقاله و تصویر مواجه شوید که آینده را نشان شما می دهند. شبیه گوی جادوگران. اما چقدر ممکن است تغییراتی این چنینی را شاهد باشیم؟
در این یادداشت به بررسی چند موضوع “پراکنده، اما مرتبط” با هم می پردازم که بسیاری از ما، هنگامی که در مورد آینده فکر می کنیم، آن هارا نادیده می گیریم. این ایده ها و صحبت ها بیشتر از آن که یک بحث در چهارچوب های علمی باشند، یک مشت از نکات گرداوری شده از ایده های مختلف است و مشکلات و نقص های آن تماماً بر گردن من می باشد.

شماره ۱) در باب پیش بینی های علمی. آیا می توان پیش بینی کرد؟

ابتدا در مورد دو گونه پیش بینی بحث می کنیم،پیش بینی نوع اول و نوع دوم.
ما با پیش بینی نوع اول هر روز سرکار داریم، تنها کافی است که اپلیکیشن هواشناسی را چک کنید. شما هیچوقت از اپلیکیشن هوا شناسی استفاده نمی کنید که ببینید هوا در دیروز چگونه بوده و یا الان هوا چگونه است. ما از آن ها استفاده می کنیم تا هوا را در چند ساعت آینده بدانیم. کاری که آن ها می کنند یک پیش بینی است. آن ها داده های ماهواری را جمع آوری می کنند، با استفاده از کامپیوتر های قدرتمند آن هارا تحلیل می کنند و پیش بینی می کنند که احتمالا ۴ ساعت دیگر در تهران، شاهد یک بارش سنگین هستیم. این یک حدس بر پایه وضعیت فعلی ابرها، توده های هوایی و … است. مهمترین نکته این است که “ابر کار خودش را می کند”. ابرها از اپلیکیشن های هواشناسی پیروی نمی کنند. آن ها راه خودشان را می روند و هرکجا که بخواهند می بارند. می توان گفت ابر نسب به پیش بینی ما هیچ واکنشی نشان نمی دهد. بسیاری از پدیده های دیگر طبیعت هم همینگونه هستند، شما حتی شاید بتوانید زلزله ها را نیز با استفاده از ابزار های پیشرفته پیش بینی کنید، اما زلزله راه خودش را می رود. هرگونه اشتباه در این پیش بینی ها و انحراف هایی که در نتایج با واقعیت مشاهده می شود، به خاطر نقص ما در دانش و دقت ابزارهای بررسی است و سوژه ی مورد پیش بینی نقشی در آن ندارد.

اما وقتی کم کم به سمت دنیایی حرکت می کنیم که سوژه پیش بینی قابلیت تصمیم گیری دارد، یعنی مرتبط با ما انسان ها است، داستان متفاوت می شود. ما به پیش بینی ها واکنش نشان می دهیم.
یک مثال ساده، پیش بینی افزایش قیمت یک محصول یا قیمت یک سهام، می تواند به راحتی بر قیمت آن تاثیر بگذارد. علی الخصوص در دنیای امروز ما که قیمت ها لحظه ای رصد می شود و اخبار در کسری از ثانیه منتقل می شود، هجوم گروهی از مشتریان یا سرمایه گذاران به سمت خرید کالا یا سهام مذکور می تواند در قیمت آن تاثیر بگذارد. حتی اگر پیش بینی شما عامدانه یک پیش بینی اشتباه باشد. پیش بینی شما چه درست و چه غلط بر سوژه تاثیر گذار خواهد بود. هر پیش بینی خودش نیز بر پیش بینی تاثیر می گذارد و شما باید تاثیر پیش بینی خود را نیز در پیش بینی خود لحاظ کنید، اما این یک حلقه است و تا ابد ادامه پیدا می کند. حتی اگر ابزار های مطالعاتی خود را بی نقص کنید، باز هم نمی توانید تمامی اثرها را بررسی کنید و در واقع نمی توانید پیش بینی کنید. اما حدس هایی می توان زد.
پیش بینی برای دنیای آینده ی ما ( که متاثر از فناوری و سایر فعالیت های انسانی است) از گونه ی دوم پیش بینی ها است. ساده بگوییم، پس بهتر است این حدسیات ( که بسیاری از آن ها توسط خبرگان و غول های تکنولوژی و … بیان شده اند) را “وحی منزل” نپنداریم.این اولین موردی است که در مورد تمام آنچه که در مورد دنیای آینده به شما می گویند بدانید. پیش بینی غیر ممکن است و این ها تنها یک حدس هستند.

شماره ۲)نادیدنی ها را نمی توان دید.

آیا اینترنت نهایی ترین تکنولوژی است؟ که صرفا باید در چرخه ی توسعه ی مداوم قرار بگیرد؟ یا این که احتمالا تکنولوژی هایی هستند که امروزه حتی نمی توانیم ماهیت آن هارا متصور شویم؟ احمقانه خواهد بود اگر بگوییم تکنولوژی های انقلابی دیگری رخ نخواهند داد. احتمالا نیوتون هم نمی توانست در ذهن خود اینترنت را درک کند و یا متصور شود که به انسان بتواند نامه های مهر و موم شده اش را بدون پیک معتبر و اسب به جایی ارسال کند، چه برسد که بخواهد در ذهنش درک کند که میلیون ها نامه در کسری از ثانیه در هوا، درحالی که نامرئی هستند ارسال می شود. این که نیوتون این موضوع را متصور نمی شده است نه به این معناست که نیوتون احمق بوده است و نه به این معناست که امروزه اینترنت وجود ندارد.
پس باید منتظر ظهور چیز هایی باشیم، که حتی نمی توانیم آن هارا متصور شویم. ما خیلی از تصاویری که از آینده در نظر داریم، توسعه و تلفیق تکنولوژی های امروز و به کار بردن آن ها در زمینه های مختلف است. مثلا همه چیز را اینترنتی کنیم. احتمالا جای خالی تکنولوژی های زاییده نشده در بسیاری از این آینده های احتمالی که آن ها را میبینیم یا در موردشان میخوانیم خالی است.

در باب متصور شدن، اگر متصور می شوید، پس آینده نیست، حال است.

همه ی ما در ذهنمان چیزی را متصور می شویم، تصویری که در ذهن شماست چقدر با جزئیات همراه است؟ می توان بازه ای در نظر گرفت از یک ایده تا یک نقشه، ایده چیزی است مثل  تله پورت یا دور نوردی که بتوانید در چند ثانیه تبدیل به چند مگابایت داده شوید و به ایستگاه فضایی ارسال شوید و سپس آنجا دوباره تبدیل به ۷۰ کیلوگرم انسان شوید. ما می توانیم این اتفاق را متصور شویم حتی شاید بتوانیم راه هایی برای اجرایی شدن آن  پیشنهاد کنیم. اما برای اجرایی شدن این اتفاق، به نقشه نیاز داریم. نقشه یعنی “تمام جزئیات” ، نقشه ای که تمام جزئیات را نداشته باشد، یک ایده ی با جزئیات است.

تغییرات از جنس تغییرات است
ما نمی توانیم هیچگاه جزئیات این ایده هارا در زمان “حال” داشته باشیم. چون اگر داشته باشیم، یک نقشه است و از آنجایی که می توانیم آن نقشه را همین حالا اجرایی کنیم، پس “آن ایده مربوط به آینده نیست و مربوط به زمان حال است”، پس حالا که این تکنولوژی مربوط به امروز است، چه تکنولوژی ای مربوط به آینده است؟ در واقع شما همین حالا سرعت تغییرات را بیشتر کرده اید و به آن شتاب داده اید و همین دوباره باعث می شود که از پیش بینی مجدد آن جا بمانید. ایده ای که مربوط به آینده است، توسط خود آینده و با کشفیات و اختراعاتی که در طی سال های آینده رخ می دهند( و ما از وجود ان ها بی خبریم) تکمیل خواهند شد. ساده بخواهیم بگوییم ” تکنولوژی های آینده، مربوط به خود آینده هستند و امروز نمی توانید آن هارا اهلی کنید و در چنگ خود در بیاورید ”
این دومین موردی است که باید در هنگامی که به دنیای آینده سرک می کشید آن را در نظر بگیرید. که شما نادیدنی های بسیاری را نمی توانید ببینید، چون در آینده نیستید و مهمتر این که آینده بیشتر از هر چیزی تحت تاثیر آن ها خواهد بود.

به مجلات قدیمی نگاهی بیاندازید، یوتیوب را نیز.

تا به حال به مجلاتی که چندین دهه قبل منتشر شده اند و هزاره ی سوم و همین سال های زندگی ما را پیش بینی کرده اند نگاه کرده اید؟ در همان دورانی که انسان برای اولین بار به ماه رفت، بسیاری سال ۲۰۲۰ را با خودرو های پرنده و ابر شهر ها و ساختمان های عجیب در ذهن تصور می کردند. اما چقدر شبیه به امروز ما است؟
احتمالا تنها یکی از تغییراتی که رخ داده همین است که ما دیگر خیلی کمتر مجله می خوانیم، و حالا در یوتیوب می گردیم، پس به سراغ کانال های یوتیوب بروید و ویدئو هایی که اتفاقا توسط شرکت های مطرح ساخته شده اند و سال های آینده را با انیمیشن های با کیفیت بالا به ما نشان می دهند را نگاه کنید. اگر از آن ها بپرسید این پیش بینی ها بر اساس چیست، جواب هایی می شنوید بر اساس رشدی که از تکنولوژی های فعلی و پتانسل های تکنولوژی ها در ذهن دارند. پس حق بدهید به افرادی که دهه ها قبل شاهد فرود انسان بر ماه بوده اند، شهر های سال ۲۰۲۰ را پر از ماشین های پرنده ببینند. آن ها در واقع یک نادیدنی به نام اینترنت را ندیدند، اینترنتی که امروز همه چیز را تغییر داد. آن ها سعی کردند همان خودرو هایی که می دیدند را به پرواز در بیاورند.

شماره سه)تغییرات کلان تر از تغییرات تکنولوژیک است.

مهمترین بخش این نوشته به این چند پاراگراف تعلق دارد. در یکی از دروس دانشگاه، هنگامی که در مورد نسل بعدی کشاوررزی بر پایه یک کتاب علمی و معتبر صحبت می شد، متوجه شدم همچنان ما در دیدن کلان ها ناتوان هستیم. و شاید حتی کور.
عبارت “آینده کشاورزی” را اگر در گوگل جستجو کنید نتایجی از این جنس می بینید، پهپهاد های سمپاش، تراکتور های خودران با هوش مصنوعی ، زمین های کشاورزی که توسط نقشه های ماهواره ای آبیاری می شوند، ربات هایی که میوه هارا می چینند، پژوهشگرانی که در حال تغییر ژن محصولات کشاورزی هستند و … اما واقعا باید آینده اینگونه باشد؟ یا تنها ما می توانیم این گونه تصور کنیم؟ یا که شاید دوست داریم اینگونه باشد؟

اما بیایید از خودمان این سوال را بپرسم، ما چرا کشاورزی می کنیم؟ جواب تقریبا این است:” برای تهیه غذا برای خودمان و دام ها( که آن ها نیز برایمان کاربرد غذایی دارند)” . آنچه که ما میبینم تغییرات در کشاورزی است، اما چیزی که باید ببینیم کمی کلی تر است، تغییرات در ” تغذیه”. آینده ی کشاورزی در گرو آینده تغذیه است، همانطور که آینده ی خودرو ها در گروه آینده ی حمل و نقل است.
ما اسب های سریع تر یا گاری های راحت تر را استفاده نمی کنیم، ما در حال استفاده از خودرو ها هستیم. خودرو یک وسیله برای حمل و نقل است، درست است که تغییرات خودرو ها می تواند حمل و نقل را بسیار تخت تاثیر قرار دهد، اما تغییر و ظهور شیوه های جدید حمل و نقل، می تواند به راحتی خودرو هارا دگرگون کند و حتی آن ها را به تاریخ بسپارد.
کشاورزی راهی برای تامین نیاز ما است، از کجا معلوم که قرار است در چند دهه ی آینده ما همین سبک غذایی را داشته باشیم، که می خواهیم کشاورزی را به همین گونه توسعه دهیم؟ چرا همچنان خودمان در آینده را مشغول خوردن گندم و برنج و …. تصور می کنیم؟ احتمال هر گونه تغییر وجود دارد، خیلی مضحک است که بگویم همه چیز تغییر می کند به جز غذاهای ما.
منظورم از تغییر، تغییرات تخیلی نظیر خوردن قرص به جای غذا و … نیست، اما شاید بتوانید متصور شوید که شاید تولید گوشت مصنوعی ( اگر گوشت مصنوعی را خیلی عجیب می دانید، باید متذکر شوم که طی ۵ سال، بیش از ۵۰۰ برابر قیمت آن کاهش پیدا کرده است و احتمالا در چند سال آینده یک برگر خوب را با این گوشت ها بخورید) و جلبک های دریایی می تواند چقدر صنعت غذا را تحت تاثیر قرار دهد. شاید به جای کشت حرفه ای گندم در دشت ها با ربات ها و … در حال پرورش جلبک در دریا و تولید گوشت در کارخانه ها باشیم.
یا اصلا تصور کنید که گیاهخواری رواج بیشتری بیاید، سویا جایگزین گوشت و قارچ جایگزین مرغ گردد و … در میان همه ی پیش بینی هایتان برای آینده ی کشاوزی، تا هنگامی که غذا را بدون تغییر می دانید، در حال یک اشتباه هستید.
این یکی از مهمترین نکاتی است که باید به آن توجه کنید، تغییرات جهان تنها تغییرات روش ها در کشاورزی نیست، شاید کلی تر تغییر کند.

حتی کلان تر از کلان

همه جا صحبت از تولید بیشتر است، روش های نوین تولید، خطوط تولید سریع تر و ربات هایی که میتوانند سریع تر از ربات های فعلی و انسان ها تولید کنند، همه و همه را در نظر داریم تا بتوانیم تولید کنیم. ما تولید می کنیم. چون در حال مصرف هستیم. روش های تولید و فناوری های کنترلی، همه و همه در حال توسعه خود هستند که بتوانیم بیشتر تولید کنیم. همه چیز منظقی است اما تا وقتی کلان نگاه نکنیم. درست است که افزایش جمعیت همراه با افزایش مصرف همراه است( باید متذکر شد که جمعیت نهایی و پایدار جهان تفاوت آنقدر زیادی با جمعیت فعلی ما ندارد، کتاب واقعیت را می توانید مطالعه کنید) اما آیا ممکن نیست که تغییرات کلان تری رخ دهد و ما کمتر مصرف کنیم؟ حتی کمتر از میزان مصرف فعلی ما؟ و بی نیاز از همه این تلاش ها شویم؟
اقتصاد اشتراکی را حالا در کنار بسیاری از صنایع قرار دهید. شاید متوجه شده ایم که ما بیشتر از نیاز و مصرفمان خرید می کنیم، احتمالا اگر سمت و سوی دنیا به سمت سادگی و کارایی باشد متوجه می شویم که شاید دیگر به اندازه قبل نیاز به داشتن خودرو اختصاصی، ماشین لباسشویی اختصاصی، پارکینگ اختصاصی و … نیستیم. اصلا ایده های آینده نگرانه را هم اگر کنار بگذاریم. همین اسنپ و تپسی و البته حمل و نقل عمومی، چند سالی هست که من را بی نیاز از خریدن یک خودرو کرده است. احتمالا این دید کمی کلان تر مارا به سمت دنیایی ببرد که کارخانه هایش تا سرحد ظرفیت و توان در حال تولید نیستند و خانه های ما پر از ابزار ها و وسایل نیست. همانطور که گفتیم دنیا به سمت کارایی و سادگی می رود. پس ” شاید” این نگرانی که در مورد تولید بیشتر و بیشتر دارید و به خاطر آن به سراع فاوری هایی می روید که بیشتر تولید کنید و تولید را ساده تر کنید. آنچنان کاربرد نداشته باشد. اقتصاد اشتراکی تنها یکی از مفاهیمی است که می تواند بر سبک زندگی ما تاثیر بگذارد و این تغییرات بر تلاش های ما. باز هم در نظر داشته باشید که هنوز ایده های کلی بسیاری وجود دارد که ما هنوز نمی دانیم.
این نکته نیز بسیاری از مواقع فراموش می شود، اگر کلان نگاه می کنید و دیدتان به جای یک فناوری خاص، به یک حوزه خاص، برای مثال تولید، است. باید یک مرحله کلان تر ببینید.

شماره چهار) راه های متفاوت وجود دارد، یک راه را نبینید. مناسب ترین راه در نهایت می ماند

در حال حاضر، جمعیت گرسنگان جهان بسیار زیاد است، اما ما مشکلی در کشاورزی نداریم. اگر هدفتان این است که کشاورزی را پیشرفته کنید، می توانید راه های سخت تر نظیر ربات های میوه چین و پهپاد های سمپاش را جایگزین کشاورزان کنید تا از هزینه نیروی کار انسانی را کاهش دهید، اما اگر به فکر تامین بهتر غذا هستید، توزیع غذا پیشرفته تر راه ساده تری است. کامیون هایتان و البته سیاست هایتان را اگر تغییر دهید مشکلات حل می شود. تنها ۱۵ درصد از هزینه ی گوجه فرنگی، به بخش کشاورزی آن مربوط است، بقیه اش هزینه ی ارسال و نگهداری و … است.{۱} واضح است که اگر بتوانیم سایر مراحل را تغییر دهیم به راحتی می توانیم خیلی از این گرسنگان را سیر کنیم. در همه ی زمینه ها می توان راه های دیگری پیدا کرد که می توانند نیاز جهان را ” راحت تر” رفع کنند. نیازی نیست دنیا را پیچیده تر کنیم.

هیچ چیز پیچیده ای مربوط به آینده نیست، آینده متعلق به کارایی و سادگی است.

به موبایل هایتان نگاه کنید، احتمالا چیزی جز یک صفحه ی لمسی ساده و نهایتا یک یا دو دکمه نباشند، در حالی که ۱۰ سال پیش موبایل هایمان به صد جهت می چرخید و ده ها دکمه داشت.اپل به عنوان پیشگام صنعت موبایل، تقریبا هر سال در حال حذف هرچیز اضافه ای از موبایلش است( به جز دوربین که احتمالا به زودی متوجه ی آن هم خواهند شد).
به خودرو ها نگاه کنید، بسیاری از شرکت های خودرو سازی، خودرو هایی ساخته اند با صد ها دکمه، اما حالا بسیاری از آن دکمه ها حذف و در یک مانیتور خلاصه شده اند. تسلا به عنوان با ارزش ترین خودرو سازی جهان، حالا خودرو هایش شبیه یک بازی کامپیوتری است، بسیار ساده. حتی کافیست به تفاوت های کپسول های فضایی در طی زمان نگاه کنید ، دراگون از شرکت اسپیس ایکس به سادگی یک اتاق خواب است، با چند مانیتور.
تکنولوژی باید کار را ساده کند، نه پیچیده. آینده به کارایی و سادگی تعلق دارد. در آینده ، ما ربات های شیشه پاک کن را جایگزین برج نورد های شیشه شور نمی کنیم، ما شیشه های خود تمیز شونده را استفاده می کنیم. شهر های آینده ی ما احتمالا پر از بزرگراه های پیچ در پیچ و در هم تنیده و ماشین های پرنده نخواهد بود، شاید بوم روستاها بتوانند گزینه های ساده تری باشند. با دورکاری و کار در منزل، احتمالا رفع مشکل ترافیک ساده تر و کاراتر خواهد بود تا با ساخت اتوبان های چند طبقه. احتمالا مزارع کشاورزی ما از ربات ها پر نخواهد شد، شاید یک برنامه ریزی صحیح و توزیع مناسب بهتر می تواند به ما کمک کند.

 

کار ها ساده تر خواهد شد، نه تخصصی تر.کشاورزان همه برنامه نویسانی آشنا با ژنتیک گندم نخواهند بود.

کودکی که یک چکش در دست دارد، همه دنیا را میخ می بیند. متخصصان نیز همه مشکلات جهان را با تخصص خودشان حل می کنند.
یک مثال واقعی از تجربیات خودم، چند سالی می شود که به طراحی سایت مشغولم، روش پیشفرض من برای طراحی استفاده از وردپرس( یک سیستم مدیریت محتوای ساده، که برای طراحی سایت استفاده می شود و بدون برنامه نویسی می توانید سایت طراحی کنید) است. هنگامی که سفارشی را میگیریم در صورتی که وردپرس بتواند پاسخگوی طرح مورد نظر باشد از آن استفاده می کنم، به چند دلیل: اول این که بسیار ساده است، دوم این که در وقت من صرفه جویی می کند، سوم این که هزینه ی نهایی اش برای کارفرما بسیار کمتر می شود و چهارم این که وردپرس کفایت می کند. اما بار ها مواجه شده ام با اشخاصی (برنامه نویسانی) که این رویه را مناسب نمی دانند و حتی با وردپرس مخالف اند و یک وردپرس کار را هم طراح سایت نمی دانند، زیرا در وردپرس شما تقریبا برنامه نویسی نمی کنید.
از دید آن ها، راه بهتر( راه بهتر از دید آن ها یعنی راه تخصصی و علمی تر) این است که من زمان بیشتری صرف کنم( چندین یا حتی چند ده برابر) و خودم تمام کد های یک سایت را از ابتدا بنویسم، و از کارفرما هم هزینه ی بسیار بیشتری را بگیرم( چندین یا حتی تا چند ده برابر) تا همان کار نهایی را به کارفرما تحویل دهم. در این صورت است که من یک سایت طراحی کرده ام.این یک مثال واقعی است و بار ها از برخی برنامه نویسان این را شنیده ام. حتی یکی از آن ها گفته بود فلانی یک خط کد هم نمی زند ولی خودش را طراح سایت می داند.
هرچند من خودم را طراح سایت نمی دانم، اما تا به حال ده ها وبسایت را در سریع ترین زمان و با کمترین هزینه به کارفرما ها تحویل داده ام و آن ها از آن به خوبی استفاده کرده و کسب درآمد چند صد میلیونی در ماه کرده اند. من دنبال “مناسب” ترین راه هستم نه تخصصی ترین راه.
بسیاری از تصویر هایی که درباره ی آینده ساخته می شود، بر اساس تخصص گرایی و علم گرایی ها است، نه بر اساس علم. آینده متعلق به علم است، فناوری برای شما وردپرس را می سازد که از آن استفاده کنید، نه آن که چون تخصص دارید وقت خود را صرف برنامه نویسی کنید، چون تخصص شماست.
پس احتمالا متوجه شده اید که شاید عبارت هایی نظیر دنیای آینده دنیای برنامه نویسی است، بیش از حد اغراق شده است، زیرا دنیای آینده متعلق به استفاده کنندگان از برنامه نویسی است. پس بهتر است اینگونه تصور نکنید که در آینده همه پزشکان در حال درمان بیماری ها با پایتون خواهند بود و کشاورزان سیب هایشان را با پی اچ پی خواهند چید، احتمالا آن ها تنها چند دکمه را فشار خواهند داد.
همانگونه که من از هیچ HTML و CSS ای برای نوشتن این مطلب استفاده نکرده ام.
پس تصویر های پیچیده از آینده را باید دور بریزیم. شغل ها ساده تر خواهند شد، رابط کاربری همه ابزار ها ساده تر خواهد شد. نیاز نیست همه ما همه ی مهارت ها را یاد بگیریم. احتمالا حتی شاید کمتر از امروز به دانش برنامه نویسی نیاز باشد، شاید خود زبان های برنامه نویسی به قدری ساده بشوند که نیازی به یادگیری آن ها نباشد. عجیب هم نخواهد.

مواردی که در بالا گفته شد، نه قرار است ردی بر تمامی گفته های آینده پژوهان باشد و نه من باور دارم که قرار است بسیار متفاوت تر از چیز هایی باشد که امروزه تصور می شود. شاید آینده ی دور بسیار بسیار از تخیلات ما هم فاصله داشته باشد، اما اگر آینده ی نزدیک یعنی همین انقلاب صنعتی چهارم و نسل های بعدی تولید و سبک های زندگی را مد نظر قرار بدیم خیلی انحراف هایی با پیش بینی های  فعلی نخواهد داشت. زیرا فاصله ی بسیار کمی با آن ها داریم. صحبت من بیشتر در مورد آینده ای مربوط به یکی دو نسل آینده است. آینده ای که شاید در ده سال آینده نبینیم، اما احتمالا در دوران بازنشستگی خود در آن زندگی خواهیم کرد، نه آنقدر نزدیک و نه آنقدر دور. بلکه در میانه ی راه جایی که نه انقدر در مورد آن نادان هستیم و نه انقدر به آن مسلط. اینده ای که در آن تغییرات از جنس تغییرات است.
مطالعه ی آینده، بررسی این پژوهش ها و در مورد آینده کنجکاو بودن، نه تنها اشتباه نیست، بلکه یک امر واجب است. این متن برای باطل کردن این تلاش ها نیست، بلکه باید همیشه در جستجوی آینده بود تا بتوانیم بیش از پیش به آن نزدیک شویم. بتوانیم از ایده ها یک نقشه بسازیم. هدف این متن تنها فکر کردن به این نکته است که تصورات خودمان را اصلاح کنیم. بدانیم که جای اشتباه وجود دارد و بفهمیم که تصویر ما از آینده، بهترین آینده ی ممکن نیست، تنها یکی از آینده های احتمالی است. بهتر است با نگرشی بهتر به دنبال آینده ی مناسب تر باشیم و سمت و سوی تلاشمان را در جهت ساخت هر آینده ای نچرخانیم. هرچند که فرمان آینده آنقدر ها هم در دست ما نیست. اما بهتر است که متوجه باشیم در کدام مسیر در حال قدم گذاشتن(یا حداقل صرف کردن منابع سازمانمان با شعار ساخت آینده ای بهتر) هستیم.

پا نوشت

۱: قطعا استفاده از تکنولوژی می تواند صنعت کشاورزی را بسیار بهبود بخشد، استفاده از ابزار آلات مدرن و همچنین استفاده از تکنولوژی ها مدرن می تواند در مصرف آب و کود ها و سموم به شدت تاثیر گذار باشد و هر تلاشی در این راه پسندیده است. در این بخش تنها صحبت بر این است که برای حل مشکل غذا تنها نیاز نیست که در کشاورزی تغییرات ایجاد شود. قطعا هرچه تغییرات در تکنولوژی های حوزه کشاورزی بیشتر باشد، بازدهی نیز بیشتر می شود، اما شاید راه های ساده تری نیز وجود داشته باشد.

نکته ی مهم این است که قطعا بسیاری متخصصان و صاحب نظران به تمامی نکات مربوطه آشنایی دارند، و صحبت های من نیز حرف تازه ای قطعا نبوده و بر اساس چیزی بوده است که از نوشته های بزرگان مطالعه کرده ام. صرفا نکاتی بود که ارزش بررسی شدن را دارند، زیرا در بسیاری از کتاب های معتبر خیلی به آن ها توجهی نمی شود.

قطعا به این نوشته ایرادات بسیاری وارد است، همه آن هارا می پذیرم و ممنون می شوم که آن هارا با من به اشتراک بگذارید.

 

 

یادداشت های دیگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست