دوستانی که من را کمی می شناسند، احتمالا می دانند که کتاب مورد علاقه ام تا این زمان کتاب قوی سیاه از نسیم نیکلاس طالب بوده است. برای همین هم تا به حال دوبار در دوان ذانشگاه به معرفی آن پرداخته ام و دوباره هم در مورد آن در همین وبلاگ نوشته ام( می توانید خلاصه کتاب قوی سیاه و یادداشتی بر کتاب قوی سیاه را در همین وبلاگ بخوانید). در کتاب قوی سیاه آنچه که مرا جذب خودش می کرد واقعیتی پیرامون ندانسته هایمان بود. نویسنده در آن کتاب تلاش می کرد که به ما نشان دهد نادانسته های ما بسیار بیشتر از آن چیزی بر زندگی ما تاثیر می گذارد که ما تصور می کنیم. این همان چیزی است که من تا اینجای زندگی به آن باور دارم.
” قدرت دانستن چیز هایی که نمی دانیم” عنوان فرعی کتاب “دوباره فکر کن” از آدام گرانت، نویسنده معروف آمریکایی است و او را از آثار دیگرش مانند بده بستان و نوآفرینی می شناسیم. همین عنوان فرعی می توانست من را که شیفته ی نادانسته ها هستم، به خواندن این کتاب جذب کند.

دوباره فکر کن. ندانسته ها در کمین اند.

وقتی به عکس های قدیمی نگاه می کنیم، حتما یک بار به خودمان گفته ایم که ” من چه فکری می کردم که اون موقع این لباس هارو می پوشیدم؟”. این تنها در مورد ظاهر است. احتمالا خیلی از ماها وقتی به افکار چند سال قبل خود فکر می کنیم، پیش خود می گوییم، چقدر من احمق بوده ام، چه طرز فکر مسخره ای داشته ام و … . تقریبا همه این تجربیات را داشته ایم. همه ی ما در گذشته باور ها یا عقایدی داشته ایم که امروز وقتی دوباره به آن ها فکر می کنیم، لبخندی بر روی لب هایمان نقش می بندد.

کتاب دوباره فکر کننکته ی مهم این است که امروز با وجود این که می دانیم داناتر از گذشته هستیم و به عقاید قبلی خود می خندیم، اما به طرز عجیبی اکثر ما باور داریم که باور امروزی ما درست است و ما حالا بیشتر از هر زمان دیگری، حتی در آینده، می دانیم و دانا هستیم. اما واقعیت احتمالا این گونه نیست. حداقل به واسطه ی گذر زمان و کسب تجربه، حتی اگر کتابی نخوانیم و تلاشی برای افزایش دانش خود نکنیم، کمی دانش ما بیشتر از امروز خواهد بود. باید بپذیریم که ما نسبت به فردا و فرداهایمان نادان تریم و این احتمال وجود دارد که باور های امروز ما غلط باشند.

سیاست ایران پر است از موارد این چنینی، یک جامعه چند میلیونی امروزه می گوید” چه شد که ما به فلان شخص رای دادیم”. یا حتی ” چرا ما انقلاب کردیم و …” این جملات نشان می دهد که حتی عقاید و بارو های سیاسی که امروزه به خاطرشان ساعت ها ممکن است بحث کنیم نیز ممکن است در آینده سبب شود به خودمان بخندیم. چه برسد در مورد برخی از باور های جزئی تر مثل این که ” من ساخته شدم ام که یک مهندس باشم” و ” واکسن ها عوارض شدیدی دارند و من نمی زنم” و هزاران جمله ای که وقتی آن هارا بیان می کنیم، بیشتر از یک جمله هستند.

دوباره فکر کن چه میخواهد بگوید؟

دوباره فکر کن در این مورد صحبت می کنم. این کتاب می گوید که زندگی هنگامی زندگی است که تغییر مسیر بدهیم و تنها در یک مسیر از پیش تعیین شده حرکت نکینم. برای من این مفهوم بسیار ارزشمند است. در دوران کودکی دوست داشتم راننده مسابقات رالی شوم، در نوجوانی می خواستم بدلکار شوم که باعث شد سال ها ورزش پارکور را دنبال کنم، بعد از آن میخواستم مهندس شم، دنیای مهندسی را دنبال کردم و مدتی در تلاش برای مهاجرت بودم. اما حالا نه میخواهم مهاجرت کنم و حتی از دنیای مهندسی نیز فاصله گرفته ام.

دوباره فکر کن از آدام گرانت

دوباره فکر کن می خواهد به شما نشان بدهد که به جای آن که در هر لحظه بگوییم “درست است که تا به حال باور های متفاوتی داشته ام، اما اینبار این باورم درست است و میخواهم از این به بعد بر پایه این باور ها ادامه دهم” بگوییم” طبیعی است که این باور من هم مانند بقیه باور های دیگری که امروز می دانم اشتباه بوده اند، اشتباه باشد، پس بگذار کمی بیشتر در مورد آن فکر کنم شاید نیاز به تجدید نظر باشد”.

تجدید نظر تمام آن چیزی است که این کتاب می خواهد به شما نشان دهد. شاید گاهی نیاز نباشد زمان بگذرد که بفهمیم اشتباه فکر می کرده ایم. شاید همین امروز بتوانیم بفهمیم و تجدید نظر کنیم و حداقل دیگر در این مسیر ادامه ندهیم. هر ثانیه که زودتر در یک مسیر اشتباه دور بزنید، به نفع شماست.

دوباره فکر کن، فکر کردن کار دانشمندان است.

در بخشی از کتاب دوباره فکر کن، در مورد پژوهشی گفته می شود که منجر به کشف نکته ای شده است که می تواند به دوباره فکر کردن کمک کند. بر طبق این پژوهش، انسان در حین اندیشه و تکلم غالبا ذهنیت سه حرف ی متفاوت را به کار می گیرند. واعظ ها، دادستان ها و سیاست مدار ها.

بر اساس گفته کتاب دوباره فکر کن، وقتی باورمان در معرض خطر باشد، واعظ می شویم. می خواهیم موعظه کنیم تا عقایدمان بیشتر رواج پیدا کند. هنگامی که نقص های دیگران را کشف می کنیم، دادستان می شویم. به دنبال جمع آوری استدلال های مختلف می گردیم تا ثابت کنیم که دیگران در اشتباه اند. و هنگامی که می خواهیم نظر دیگران را جلب کنیم، سیاست مدار می شویم، لابی میکنیم تا نظر مثبت دیگران را جلب کنیم.

حقیقت این است که این سه شخص به ما کمک نمی کنند که در مورد عقاید خودمان تجدید نظر کنیم، اگر میخواهیم زودتر به اشتباهاتما پی ببریم و از مسیر اشتباه خارج شویم، باید مشابه ی یک دانشمند فکر کنیم.

اگر بخواهیم دانشمند بودن را خلاصه کنیم، می گوییم دانشمند به دنبال این است که با آزمایش های بسیار، فرضیه های خود را بررسی کند. امتحان کردن فرضیه بر پایه تردید داشتن به درست بودن موضوعات است. ما اگر شبیه دانشمندان باشیم، به جای این که بگویم” من باید دندان پزشک شوم”، احتمالا می گویم”من باید دندان پزشک شوم؟ اجازه بده این موضوع را بررسی کنم”.

کتاب دوباره فکر کن

دوباره فکر کن به ما می گوید که ما باید باور هایمان را زیر میکروسکوپ بگذاریم و آن هارا بررسی کنیم. یا درست است یا درست نیز، شاید این وسط چیزهای بهتری نیز کشف گردد. پس سعی کنید به جای دادستان بودن، واعظ بودن و یا سیاست مدارانه فکر کردن، کمی شبیه دانشمندان. دوباره فکر کنید.

دوباره فکر کن، از ایده تا عمل

دوباره فکر کن تنها در مورد اهمیت تجدید نظر سخن نمی گوید. آن چه این کتاب را جذاب می کند این است که به شما کمک می کند که بتوانید یک دانشمند باشید و تجدید نظر کردن را یاد بگیرید. همچنین گاهی نیاز است به کسی کمک کنیم که در عقده اش تجدید نظر کند. احتمالا همه ی ما بار ها شده است که ساعت ها با کسی بحث کرده ایم تا بتوانیم به او نشان دهیم که برخی از تفکراتش اشتباه است و در انتها نیز عصبی و بی نتیجه بحث را رها کرده ایم. کتاب دوباره فکر کن راهکار هایی را نیز برای کمک به دیگران برای تجدید نظر می آورد. و البته گاهی تفکرات و باور ها فراتر از باور های یک شخص است و گویی یک جمع دارد اشتباه فکر می کند. این بحثی است که در فصل کتاب بحث می شود. و شاید همین موضوع است که به این کتاب اعتباری بیشتر می بخشد.

دوباره فکر کن، در جعبه ابزار مغز

خیلی علاقه ای ندارم که در مورد برخی کتاب ها زیاده گویی کنم. به همین خاطر هم نمی گویم این کتاب، کتاب بسیار فوق العاده ای بوده است و یا حرف های نویسنده بدیع و نو بوده اند. اتفاقا شاید با بسیاری از بخش های این کتاب، حتی توصیه های کاربردی آن از قبل آشنا باشید، علی الخصوص که با موضوعاتی مثل اصول مذاکره و … آشنا باشید. کتاب دوباره فکر کن ساده است. از آن جنس کتاب هایی است که هنگام مطالعه آن به این فکر میکنید که حتما باید به فلانی آن را پیشنهاد بدم. نویسنده به خوبی از یک ایده و اهمیت آن شروع می کند و در یک چارچوب ساده، نکات کاربری ای را جمع آوری می کند. یکپارچگی و پیوستگی کتاب تا حد خوبی حفظ شده و سطر به سطر و فصل به فصل بیشتر یاد می گیرید.

از آنجایی که یک کتاب کاربردی است، می توان آن را در کنار سایر کتاب هایی که خواندنشان توصیه می شود قرار داد. کتاب هایی که اگر کمی دل به آن ها بدید و سرسری آن ها نخواهنید، می تواند به شما کمک کند که بهتر فکر کنید و کمی بهتر زندگی کنید. پس بهتر است آن را به عنوان یکی از ابزار های جعبه ابزار مغز قرار دهید.

آدام گرانت نویسنده کتاب دوباره فکر کن

معرفی آدام گرانت

آدام گرانت استاد ۴۰ ساله ی( در زمان نگارش این متن) دانشگاه وارتون آمریکا است. او یکی از نویسنده های محبوب این روز ها به حساب می آید. کتاب های پر فروشی نظیر بده بستان و نوآفرینی است و در نگارش کتاب گزینه ی ب نیز به شریل سندبرگ کمک کرده است. نوشته های او بیشتر در حوزه روانشناسی سازمانی می باشد

خرید کتاب دوباره فکر کن

اگر میخواهید این کتاب را بخوانید می توانید از طریق لینک های زیر کتاب را تهیه کنید.

وبسایت نشر نوین    ||     فیدیبو    ||    طاقچه

یادداشت های دیگر

4 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست